![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم آذر 1387 هفته سوم مرداد 1387 هفته چهارم فروردین 1387 هفته چهارم فروردین 1386 هفته سوم فروردین 1386 هفته دوم اسفند 1385 هفته اوّل اسفند 1385 هفته چهارم بهمن 1385 جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
http://pestpatrol.backup-pms.com/g.htm?id=6906
|
ادبی :ثبت شعرونثرونقداشعار دیگرشاعران
ثبت و نقد اشعار آنا یوردوم
ترکیب «انگوران» از ترکیب کلمه ی «ائنگور-Enqure» و پسوند «ان» ساخته شده است. همان طور که می دانید «ان» پسوند مکان است ، چنانکه به محلی که مردم گیل یا گیلک در آن زندگی می کنند «گیلان» گفته می شود. در حدود سه هزار سال پیش مردمانی در این منطقه زندگی می کردند که قوت زندگیشان از این زمین های حاصلخیز و دشت های مهربان و زیبا تأمین می گشت و مردانگی و فتوّت آنها در میان تمامی مردمان زبانزد بود و مردانی بر آنها حکومت می کردند که زور بازوانشان را برای خدمت به مردم و دفاع از آنها به کار می گرفتند تا باج گیری و ظلم و ستم برآنان.و اینان پهلوانانی بودند که سیرت نیکوی آنان عطای بزرگی چون شهادت را نسیبشان کرد. انگوران آن روز بسیار وسیع تر از امروز بود تا حدی که حتی قسمت هایی از ماهنشان و یا حتی تمام آن را در بر می گرفت و کوه های بسیار زیبا و سربلند افشار نیز یکی از قسمت های مهم و در واقع مرکز آن بود و تحت حکومت ماد مرکزی اداره می شدو اهمیت مذهبی و آئینی آن از جنبه ی سیاسی بیشتر بود و این اهمیت در میان حکومت های بعدی نیز حفظ گردید تاجایی که در زمان حکومت ساسانیان آتشکده ی بزرگ و مهمی به نام «آذرگشنسب» در این ناحیه و بر روی کوه های سربلند افشار احداث گردید که هنوز هم پابرجاست و به نام «تخت سلیمان» شناخته می شودو نشان از قدرت و توان و هوش و ذکاوت ایرانی است و بیانگر این نکته است که آذربایجان عزیز از همان ابتدا یکی از قسمت های مهم و لاینفک ایران بزرگ و باشکوه بوده و تا ایران هست آذربایجانی ها نیز ایرانی هستند. حاکمان انگوران آن زمان (که البته آن زمان هنوز این نام وجود نداشت و بعدها در پی اتفاقاتی که روی داد این نام با ترکیبی که بیان کردیم متداول گشت) از میان روحانیون مذهبی انتخاب می شدند و یکی از این روحانیو ن بزرگ و بنام شخصی بود به نام «پیریشاتی» که از افراد قابل نفوذ دولت ماد مرکز ی به شمار می رفت.وجود پهلوانان و دلاوران بومی نیز هر چه بیشتر بر قدرت این فرد می افزود. در مجاورت این منطقه، مردمان جنگجو و آشوبگر آشوری قرار داشتند که پس از جنگ ها و فتوحات ناعادلانه ی گوناگون متوجه این دیار باشکوه و ثروتمند شدند و تصمیم گرفتند که بر مردمان غیور و شجاع این سرزمین یورش آورند. پیریشاتی به همراه سه تن از عالی منصبان حکومتی به شور نشستند تا شاید راهی برای مقابله با آنان بیابند و در نهایت تصمیم گرفته شد که تعدادی اسب و کره اسب و قاطر به آنها پیشکش کنند تا شاید از این طریق جلوی جنگ و خونریزی گرفته شود. وقتی این موضوع با مردان حکومتی دیگر در میان گذاشته شد آنها با تقدیم هدایا و یا خراج مخالفت کردند و گفتند که قصد دارند تا پای جان در مقابل دشمن مهاجم ایستادی کنند وسرزمینشان را به آنها ندهند. جنگی بزرگ و وحشتناک روی داد که در آن شش هزار سرباز آشوری بر این سرزمین زیبا هجوم آوردند.پهلوانان و جنگاوران آذر-ی که تعدادشان نیز بسیار اندک بود به مقابله با دشمن خونریز برخاستند ولی در این جنگ سخت و ناعادلانه دشمن پیروز شد و سه قلعه مهم و بزرگ نیز به آتش کشیده شده و نابود شد و مردم نیز از دست آنها در امان نبودند و تعداد زیادی کشته شدند . یکی از پهلوانانی که در مقابل دشمن رشادت های زیادی از خود نشان داد شخصی بود به نام«اِئنگور» که تا پای جان در مقابل آشوریها ایستاد و جان خود را فدای مردمان این مرز و بوم نمود. البته ائنگور نام او نبود بلکه این کلمه ترکیبی بود از دو کلمه ی«ائن» به معنای «زیاد» و «گور»به معنای «زور و قدرت». با افزودن پسوند مکانی «ان» نام این منطقه را به یاد آن سردار بزرگ انگوران گذاشتند. با توجه به استنادات تاریخی که محل تولد زرتشت علیه السلام را شمال غربی ایران دانسته اند ؛ منابعی محل تولد وی را این منطقه می دانند که البته احتمال آن کم است و گفته شده است که او در روستایی به نام «کنزیه» زاده شد که امروزه به نام «گنج آباد» معروف است و هنوز هم مردمانی در این روستا زندگی می کنند. و نیز با توجه به پسوند«افشار» در نام نادر شاه افشار که نام کوه هایی در این منطقه و نیز نام قبیله ی وی می باشد احتمال این که او نیز زاده ی این ناحیه باشد بسیار زیاد و نزدیک به یقین است و خانواده های بسیاری نیز با این نام دراین منطقه زندگی می کنند. ونیز بسیاری از منابع تاریخی محل تولد او را در کنار رود «قزل اوزن» ذکر کرده اند. و این است که ما امروز وارثان سرزمینی هستیم که آن را بسیار کوچک می بینیم و حتی وجه تسمیه ی آن را نیز نمی دانیم و قدم بر خاکی می گذاریم که بر ذره ذره ی آن از صدها سال پیش خون هزاران انسان بزرگ ریخته شده است وچه بسیار دلاورمردانی که در راه حفظ وطن و ناموس، از جان و هر آنچه که داشتند گذشتند و اکنون هیچ نامی از آنها برده نمی شود و هیچ کس به یاد آن همه دلاوری و رشادت نیست. چه کسی می داند که در زمان حمله ی اسکندر به ایران عزیز چندین هزار جوان ایرانی در مقابل او تا پای جان ایستاد و همین طور است در حمله ی نا جوان مردانه ی اعراب و صدها سال پس از آن در زمانی که نیروهای متفقین به ایران عزیز ما یورش آوردند و افسوس که رضاشاه همان سردار پرمدعای قاجاری و شاه به ظاهر قدرتمند پهلوی تنها کاری که برای سربازانش انجام داده بود تهیه ی یونیفرم های زیبا و شیک بود و دیگر هیچ، و اینان همان جوانان و فرزندان دلیر ایرانی بودند که نه به خاطر اعلی حضرت همایونی که به خاطر همان آرمان های زیبا و مقدسی که داشتند تنها 24 ساعت در مقابل دشمن ایستادند و در مقابل توپخانه های دشمن تکه تکه شدند و در ان روزهای گرم و در آن صحراهای سوزان هیچ کسی نبود تا حداقل کارش جمع آوری پیکر آنها باشد.وشهدای بزرگ دفاع مقدس هم که نیازی به تعریف و تمجید ندارد و انشاءالله که تا تاریخ هست نام و یاد ایشان نیز در جانها و یادها و زبان ها زنده و جاویدان خواهد بود. |+| نوشته شده توسط مصطفی نادری(گمنام) در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 20:1
|