تبليغاتX
ادبی :ثبت شعرونثرونقداشعار دیگرشاعران
ادبی :ثبت شعرونثرونقداشعار دیگرشاعران
ثبت و نقد اشعار
گمنام

برای لاله های سرخ سرزمینم

        شب ها که خلوتی روی می دهد؛ من و قلمم مسافر سرزمین های دوری می شویم که تنها پا ی اندیشه و خیال بدان جای می رسد و دیگر هیچ. و چه زیبا می شود اگر روزی این جسم خاکی نیز همسفر آن خیال پرسیر و سفر گردد و آنگاه  می توان به چشم خویشتن و نه به چشم خیال آن همه زیبایی را دید و با قلم ناتوان و بس پرکار خویش آنها را بر صحیفه ی دل نگاشت.

          و این بار من و قلمم مسافر سرزمینی بودیم که دشت هایش پر از لاله هایی بودند که بس روزها و سال های طولانی سر به سینه ی خاک سپرده بودند و هنوز عطر پاک وجودشان مشام مشتاقان را نوازش می داد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی نادری(گمنام) در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 20:8 |

آنا یوردوم

انگوران،نگینی بر انگشتر تاریخ و تمدن ایرانی

آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که نام« انگوران» از کجا گرفته شده است؟

احتمالا با شنیدن این کلمه نام میوه ی انگور در ذهن مجسم می شود در حالی که این دو هیچ ربط و تناسبی با هم ندارند و اگر قرار بود نام این منطقه به خاطر وجود این میوه باشد چه بهتر بود که نام  آن را «اوزومان» می گذاشتند که با زبان مردم این منطقه نیز هماهنگی و تناسب بسیار زیادی دارد.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط مصطفی نادری(گمنام) در پنجشنبه دهم بهمن 1387 ساعت 20:1 |