مادر
جهاني را به ياد گريه هايت غرق در اندوه خواهم كرد؛
مادر.
تمام كوچه هاي تنگ را در خلوت ديرينشان فرياد خواهم زد.
نشانت را كنون از ياس هاي تشنه ي باغ حيات كوچك تنهايي ات بايد گرفت.
به يادت دوره گردي مي شوم نالان و گريان
و اندوه تمام شهر را با خود برايت هديه مي آرم.
و مي دانم كه مي گريي؛
هنوز از پشت قاب لحظه ها ،رود روان اشك هايت را
نظاره مي كند چشمان مبهوتم.
تو را فرياد خواهم زد
تو را ،تنها تو را در سينه ها لبريز خواهم كرد
مادر...
گمنام
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم تیر 1389ساعت 11:11  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
برای لاله های سرخ سرزمینم
شب ها که خلوتی روی می دهد؛ من و قلمم مسافر سرزمین های دوری می شویم که تنها پا ی اندیشه و خیال بدان جای می رسد و دیگر هیچ. و چه زیبا می شود اگر روزی این جسم خاکی نیز همسفر آن خیال پرسیر و سفر گردد و آنگاه می توان به چشم خویشتن و نه به چشم خیال آن همه زیبایی را دید و با قلم ناتوان و بس پرکار خویش آنها را بر صحیفه ی دل نگاشت.
و این بار من و قلمم مسافر سرزمینی بودیم که دشت هایش پر از لاله هایی بودند که بس روزها و سال های طولانی سر به سینه ی خاک سپرده بودند و هنوز عطر پاک وجودشان مشام مشتاقان را نوازش می داد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 20:8  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
انگوران،نگینی بر انگشتر تاریخ و تمدن ایرانی
آیا تا به حال به این موضوع اندیشیده اید که نام« انگوران» از کجا گرفته شده است؟
احتمالا با شنیدن این کلمه نام میوه ی انگور در ذهن مجسم می شود در حالی که این دو هیچ ربط و تناسبی با هم ندارند و اگر قرار بود نام این منطقه به خاطر وجود این میوه باشد چه بهتر بود که نام آن را «اوزومان» می گذاشتند که با زبان مردم این منطقه نیز هماهنگی و تناسب بسیار زیادی دارد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم بهمن 1387ساعت 20:1  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|

یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم در میان لاله و گل آشیانی داشتم
یاد آن روزها بخیر،چه روزهای خوبی بودند و چقدر زود سپری شدند.پس از آن هیچ وقت باورم نشد که آن روزها حقیقت داشته اند،مثل این بود که شبی در رویایی شیرین درست مثل خوابهای کودکی به آنجا سفر کرده ام.ایکاش هرگز از آن خواب شیرین بیدار نمی شدم.ایکاش...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 12:49  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
بشم آلاله چینم یار آیه
سر راهون نشینم یار آیه
همی گویم که مطرب چنگ بنواز
نگارم نازنینم یار آیه
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت 10:35  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
عهدی که بست دستم بادست تو دراین خاک تا هست بسته باشد باخون پاک یاران
در طول تاریخ حماسه های بزرگی به وقوع پیوسته است که ملتها به آنها افتخار نموده و آنها را به هر گونه ای که توانسته اند در دل تاریخ ثبت نموده اند و هیچ حماسه ای نمی تواند به وسعت حماسه ی کربلا باشد چه بسا که در طول تاریخ حتی ملت های غیرمسلمان نیز از آن تاثیر پذیرفته و اشعاری برای آن سروده اند.
+ نوشته شده در شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 9:52  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق ثبت است در جریده ی عالم دوام ما

مفاهیم "آزادی" و "استبداد" جزء مفاهیمی بوده که خاطره های تلخ و شیرین زیادی را در تاریخ برای خود به یادگار گذاشته اند. شاید درک این دو مفهوم برای کسانی که خواستار شناخت بهتر آنها هستند توسط ابزارهایی مانند نوشته ها، تئاترها، فیلم ها و... تا حدود زیادی کمک کند. فیلم "زوفی شل (zufia shol)" نیز جزء فیلمهایی است که خواستار نشان دادن این دو مفهوم برای بیننده است.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 11:49  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
سارای شیر دختر آذری
شرف ؛ پاکدامني و آزادگی مهمترين عناصر شخصيتی يک دختر آذربايجانی را تشکيل ميدهند.اين پاکدامني و آزادگي نمودهاي بسيار زيبايی در فولکلور و فرهنگ آذربايجان داشته است.يکی از اوجهای بروز شرافت را ميتوان در داستان سارای مشاهده نمود.احتمالا بسياری از ما فيلم سارای را ديده ايم و ياحداقل از مضمون آن خبر داريم. من هم اينجا به طور بسيار خلاصه اشاره ای به اين داستان ميکنم شايد هم انگيزه ای برای دوستان شد تا اطلاعات ید رمورداین ماجرا به دست آورند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 11:29  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
من به اندازۀ یک ابر دلم می گیرد
وقتی از پنجره می بینم حوری-دختر بالغ همسایه-
پای کمیاب ترین نارون روی زمین فقه می خواند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 10:43  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
ترکی اولموش قدغن دیوانیمیزدانداخبریوخ
شهریارین دیلیده وای دیه دیوانیله گئتدی
استاد شهریار
استاد بزرگوار مرحوم شهریار بو بیر بیتده اوضاع شعر ترکی وکلا زبان ترکینی زمان شاهنشاهیده یاخشی وصف ایلیوبدی٬ظاهرا او زمانده چاپ وانتشار شعر ترکی بیزیم کشوریمیزده ممنوع اولموشوموش وحتی شاعران ونویسندگان ترک زبانه اجازه ی فعالیت یوخویموش.
ولی استاد شهریار بو محیط خفقاندا او زشعرلرینن حتی اگر چاپ اولماسیمیشدا به نحو احسن زبان شیرین ترکیدن حمایت ایلیوب و او شیرین ادبیاتی زنده ساخلیوب.
دیمک اولار که اگر او زمانده هیچ شعری به جز "حیدر بابایه سلام" دییلمییدی گنه یئری واریدی که همه ی جهانیان زبان ترکینی بیر لایق زبان بیلوب وحتی او زبانین شغرلرینی ائز زبانلرینه ترجمه ایلیوب وحتی حسرت ییلر که چرا اولارین دئلرینده حیدربابا کیمین بیر اثر یوخ.
"حیدر بابایه سلام" بیربووک اثردیر که زمان نه تنها اونون ارزشینی کم ائلمز بلکه هر گون که گئچیر اونون ارزش واعتباری چوخالوب وجهانیتر اولور.
بوکه انسان بیربله ساده دانیشا ودرعین حال بیربله سوزلری مورد قبول عام وخاص اولا مختص به استاد شهریاردی واگر بیر کسده تاپیلسا بو موردده به هیچ وجه استاده یئتیشمز.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 10:41  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
شاید این عنوان برای این بخش خیبلی مناسب نباشد چون همه ی این اشعار صرفا فقط در مورد این موضوع نیستنداما به هر حال وصف شوروحال عاشورائیان هستند ودر عین سادگی وناپختگی نشانگر عشق این حقیر به آن آسمانیان هستند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 12:35  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
همیشه اشعار ابتدایی یک شاعر(البته من هنوز لایق این لقب نیستم)
ناپخته وخالی از صلابت واستواری است وشعرهایی که اکنون در این صفحات ثبت می شوند٬نیز خالی ازاین صفات و ویژگی ها نیستند.البته به خاطر ناپختگی حداقل برای خود سراینده قداست خاصی دارند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:54  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|
به نام خداوند جان وخرد کزین برتر اندیشه برنگذرد
با عرض سلام خدمت خوانندگا ن عزیز وبلاگ هاینا
و تشکر از حسن انتخاب شما امیدوارم که مطالب این وبلاگ مورد توجه شما عزیزان قرار گیرد ونظرات خودتان را اعم از پیشنهاد و انتقاد از طریق پست الکترونیکی در اختیار این جانب قرار دهید.
شعرها ومطالب این وبلاگ مختص به نویسنده می باشد واگر در مواردی اشعار ومطالب دیگر شاعران ونویسندگان ثبت گردید نام شاعر ویا نویسنده با ذکر منبع ودر موارد معدودی توضیحات ثبت خواهد شد.
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام بهمن 1385ساعت 10:40  توسط مصطفی نادری(گمنام)
|